تبليغاتX
درجستجوي معنا
 

زندگی

            هدیه خداست به توووووووووو

 

خوب زندگی کردن

                     هدیه توووووو به خدا

 

زندگی زیباست ای زیبا پسند..زنده اندیشانم به زیبایی رسند

 

هر روز و شب عاشقانه ببارید

یا مهدی ادرکنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 11:0  توسط جوياي معنا  | 
 

خجسته میلاد برگزیده ترین رسول آسمانی و نوید بخش آزادی جاودانی، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و الهو  امام جعفر صادق عليه السلام، مؤسس فقه جعفری  به ساحت مقدس ولي عصر و الزمان حجة بن الحسن العسکري تبريك و تهنيت باد.

تسبيح عرشيان و فرشيان

«اِنَّ اللهَ و مَلائكتهُ يُصلونَ عَلي النبي يا اَيها الذينَ آمنُوا صَلوُّا عليهِ و سَلَّمِوُا تَسليما» (احزاب 56) ؛ خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مي فرستند. اي كساني كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبي گردن نهيد.

مقام پيامبر صلي الله عليه و آله آن قدر والا است كه آفريدگار عالم هستي و تمام فرشتگاني كه تدبير اين جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده ، بر او درود مي فرستند.

او گوهر گرانقدر عالم آفرينش است ، و اگر به لطف الهي در دسترس شما قرار گرفته مبادا ارزانش بشمريد ، مبادا ارج و مقام او را در پيشگاه پروردگار و در نزد فرشتگان آسمان فراموش كنيد، او يك انسان است و از ميان شما برخاسته ولي نه يك انسان عادي ، كسي است كه جهاني در وجودش خلاصه شده است.

ملاحظه مى كنيد، قبل از اين كه خداوند از مؤمنين بخواهد كه بر پيامبرش درود بفرستند ، خود و فرشتگانش بر او درود و صلوات مى فرستند و صلوات مؤمنين نيز، نوعي توجه از جانب ايشان به وسيله درخواست رحمت‏ براى آن حضرت است .

صافى از على بن ابراهيم قمى نقل مى كند : « صلوات خدا بر پيامبر، پاك كردن و ستودن آن حضرت است و از سوى مردم ، دعا كردن و طلب رحمت‏ براى اوست و اقرار نمودن به فضل و مقام والايش، تصديق فرمانش ، اطاعت‏ بى چون و چرا از اوامرش، و اجتناب و دورى جستن از نواهي اش... و سلام بر او يعنى تسليم به ولايت او و هر آنچه آورده است.»

يا سيد الانام درود جناب تو

ورد زبان ماست مه و سال و صبح و شام

 

نزديك تو چه فرستيم ما ز دور

در دست ما همين صلوات است والسلام

 

و همانا اين درود فرستادن خداوند بر پيامبرش به مراتب بالاتر و فضيلتش افزون تر است از شرافت آدم كه ملائك را فرمان به سجده اش داد، زيرا در آنجا خداوند نمى تواند شريك آنان در آن فعل باشد ولى در اينجا خداوند همراه فرشتگان و تمام مؤمنان بر پيامبر صلوات و درود مى فرستند .

اين چه عظمت و مقامى است كه خداوند، خود، قبل از ملائكه و بندگانش بر اين انسان كامل صلوات فرستد و آنگاه تمام فرشتگان و مردم را دستور اكيد دهد كه بر او صلوات بفرستيد و سلام و تعظيم كنيد و در برابر فرمانش گردن نهيد.

به جامه خانه دين، خلعت درود و سلام

چو گشت دوخته بر قامت تو آمد راست

 

نشان حرمت صَلُّوا عليه بر نامت

نوشته اند و چنين منصبى شريف، تو راست

 

آرى! او انساني عادى نيست، هر چند از ميان شما مردم برخاسته. از ياد نبريد كه خداوند تمام جهان هستى را به خاطر وجود مقدسش آفريده است كه در حديث قدسى خطاب به او فرمايد: " لولاك لما خلقت الافلاك"‏

تو اصل وجود آمدى از نخست

دگر هر چه موجود شد فرع تست

 

ندانم كدامين سخن گويمت

 كه والاترى ز آنچه من گويمت

 

تو را عِزَّ «لولاك‏» تمكين بس است

 ثناى تو طه و ياسين ، بس است

 

اميد آن كه با خلوص و معرفت، بر آن حضرت و اهل بيت گرامي ايشان صلوات بفرستيم . و به راستي با اعمال صحيح و الهي خود عشق و ارادت خويش را به ايشان ابراز نماييم.

 

نقدی برعشق

هرجا از عاشقي بپرسيد عشق چيست تنها به زخمهاي خود اشاره مي كند:
عشق ترجمه زخم است.عشق حاشيه انسان بركتاب آفرينش است.عشق خلاصه جهان است.عشق چكيده ذرات وشيره كائنات است.عشق پاسخ مبهم انسان به ابديت است.عشق جوابيه خدا به شيطان است.عشق انفاركتوس تدريجي محبت است.عشق سرطان دوست داشتن است.عشق خريدو فروش پاياپاي عاشق و معشوق است.عشق پيغامي است كه پرستوها به سرزمينهاي ديگر مي برند.عشق لك لكي است كه روي درخت خاطرات ما لانه دارد.عشق پنجره اي است كه ما از آن ازدحام جهان را تفسير مي كنيم.عشق چهارده سالگي تحير ماست.عشق اولين آهي است كه در آينه كشيده ايم.عشق هما ن حالتي است كه مارا به موزه مي برد.عشق همان فعل و انفعالاتي است كه دربرابر گل سرخ به مادست مي دهد.عشق همه آغوشهايي است كه انسانها بر يكديگر گشاده اند.عشق رابطه ما و سنجاقكهاست.عشق حاصلضرب همه تنديسهاي الهي در نگاه ماست.
عشق دل ماست تقسيم بر همه زيباييها.
عشق كوچه اي است كه دوست داريم از آن عبور كنيم.عشق محلي است كه درآن دل ما قرار ملاقات مي گيرد.عشق دوچرخه است كه با آن از جاده هاي كوهستاني ييلاق گذشتيم.عشق اولين كت و شلوار ما در شب عيد خودآگاهي ماست. عشق اولين حقوق ما از باجه معرفت است.عشق اولين پاداش ما از حسابداري خلقت است.عشق عقد دائم ما با غربت است.عشق شب نامزدي ما با جدايي است.عشق كارت تبريكي است كه الان براي معلم سال اول خود مي فرستيم.عشق لحظات نادرشاه زندگي است.عشق وقتي است كه به ياد شكوفه هاي بلوغ مي افتيم.عشق اولين مژگاني است كه ازجيحون حيرت ما عبور مي كند.


عشق حمله مغول به رؤياهاست.عشق لحظه شكوهمندي است كه كودكان بر تلفظ بابا پيروز مي شوند.عشق شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم.عشق بزرگترين ساعت شماطه دار زندگي ماست.عشق لحظه عظيمي است كه در آن زنت براي معالجه قلبت طلاهايش را مي فروشد.عشق سر تنهايي آدم است ؛ كه زير آب رفته است.عشق فرشته اي است كه ترم عبوديتش را در زمين مي گذراند.عشق امتحان ورودي رحمت الهي است.عشق تبصره اي است كه با آن مي توان به كلاس بالاتراز بهشت رفت.عشق خداشناسي عمومي است.
عشق مذهب مردمي است.عشق قويترين استدلال وجود خداست.عشق رصدخانه ماوراءطبيعت است.عشق قند متافيزيك است كه دردل آدم آب مي شود.عشق نپال هيپي هاي ابديت است.عشق ماري جوانايي است كه در گل آدم ريخته اند.عشق آمپول ب-كمپلكس معرفت است.عشق فشارخون طبيعي جانداران است.عشق قانون بقاء نرو ماده است.
عشق يك عمل جراحي حيرت انگيز است كه خداوند روي قلب آدمي انجام داده است.عشق آسانسور حيات بشر است.(واي بحال كسي كه توي آسانسورگيرافتاده باشد).
عشق نردبانياز كريدور عادت است.عشق اتوباني است ك است كه ما را از خود بالا مي كشد.عشق خروج اضطراري انسان ه تا به ابديت مي رود.عشق جناح راديكال عرفان است.عاشقان پيوسته بدنبال يك تحول بنيادي در استروكتور وجودند.عشق كاري است كه تنها از سينه سوخته هاي محبت و دود چراغ خورده هاي معرفت بر مي آيد.عشق در تاريخ انسان حلبچه اي است كه روزنامه نگاران روزمرگي آن را به سكوت برگزارمي كنند.عشق تنگه هرمز زيستن است.تنگه اي كه قايقهاي ميانه رو را به قايقهاي تندرو تبديل مي كند.عشق اجاره بهاي انسان به طبيعت است كه هيچ عاشقي هرگز موفق به پرداخت كامل آن نمي شود.عشق مساعده خدا به انسان پيش از سربرج قسط است.عشق نخ و سوزني است كه همه شاعران جهان را به هم پيوند مي دهد.عشق دفترچه بسيج خلقت است كه بدون آن زندگي هيچ ذره اي نخواهد چرخيد.عشق جنگ جهاني اول و آخر است.عشق ملاقات عمومي موجودات با جبرئيل است.هركس مي خواهد عشق را تماشا كند به خود بنگرد.
عشق من و توئيم به اضافه يك پائيز قدم زنان.
عشق دهكده اجدادي ماست كه در آن گوسفندان خداوند را داغ مي كنند تا قاطي گله هاي شيطان نشوند.عشق رد شدن مسيح از روبروي آبادي ماست.
ما بايد زمستانهارا از عشق ذخيره استفاده كنيم.در روستاهاي رسم است كه عشق را روي ايوان پهن مي كنند براي شبهاي يلداي جدايي.
عشق چهارديواري اختياري نيست.عشق يك چهارديواري جبري است.
ما آزاديم خودرا بر عشق بياويزيم يا خود را بر عشق پرتاب كنيم.

(از احمد عزيزي)

معرفی وبلاگ http://ferdoss.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 11:52  توسط جوياي معنا  |