تبليغاتX
درجستجوي معنا

 بدان که عصبانیت واکنش یک آدم ضعیف برای تقلید قدرت است ! وقتی دیگران به آرزوها وخواسته های ماجواب منفی می دهند،عصبانی می شویم چون احساس می کنيم که نمی توانیم آنها را کنترل کنیم .

سعی کن ابتدا یاد بگیری جریان احساساتت را کنترل کنی ، و در گام بعد بیاموزی که احساسات متصل به پدیده های درونی و بیرونی وجودت را برای همیشه متوقف سازی !

 

- برون، ادوارد مورخ و دانشمند انگليسى:

 به عقيده ما دسته شيعه يا طرفداران على (ع) به قدر كافى هيجان و از خود گذشتگى نداشتند، ولى پس از حادثه كربلا قضيه دگرگون شد و تذكار زمين كربلا  كه به خون فرزند پيامبر آلوده بود و يادآورى عطش سخت وى و نعش نزديكانش كه اطرافش روى زمين ريخته بود، كافى بود كه عواطف سست ‏ترين مردم را به هيجان آورد و روح‏ها را غمگين سازد. چنانچه به رنج و خطر و حتى نسبت ‏به مرگ بى اعتنا شوند.

 

پديده تسخير روحي...ادامه ازقبل

اعتقاد به تسخير موقت يا دائم توسط ارواح شيطاني در بسياري از نقاط دنيا ريشه‌هاي كهني دارد. اخبار بسياري از چنين تسخيرهايي توسط ارواح ناپاك وجود دارد. محققين علوم روحي معتقدند كه تسخير روحي تنها با توافق ميان دو روح انجام مي‌شود. اين توافق ممكن است در حالت هشياري و يا ناهشياري انجام شده باشد كه حاصل هم قصدي و شباهت‌هاي ميان دو روح است. انسان از طريق اعمال و رفتارش پذيرش خود را براي دسته‌اي از ارواح اعلام مي‌كند و اين براي ارواح هم قصد، چراغ سبزي است.

پديده تسخير روحي برخلاف برخي از پديده‌هاي مافوق‌طبيعي مانند خروج از بدن آگاهانه، انتقال اراده، شفا دادن، الزاماً احتياج به قدرت باطني ندارد. البته انسان‌هايي هستند كه با اراده، كالبد خود را در اختيار ارواح قرار مي‌دهند و اعمال عجيبي از اين طريق انجام مي‌دهند. اما تجربياتي وجود دارد كه در آنها پديده تسخير براي افراد معمولي (از لحاظ دارا بودن قدرت‌هاي باطني) يا كساني كه براي آن قصدي نداشته‌اند، اتفاق افتاده است. در اين افراد يك ويژگي يا خصوصيت وجود داشته است: «پذيرش بالا براي يك طيف از ارواح كه اين پذيرش در افكار و اعمال آنها ديده مي‌شود و از نگاه ارواح نيز ناديده نخواهد ‌ماند».

 

ميان ارواح، ارتباطاتي با اشكال و دلايل گوناگون و شدت و صفت‌هاي متفاوتي وجود دارد. گاهي اين ارتباطات نامحسوس‌اند اما آثار ملموسي بر جاي مي‌گذارند، مانند اغلب پاداش‌ها يا مجازات‌هايي كه از جانب فرشتگان به انسان مي‌رسد. گاهي ارواح درحالتي كه تجسد يافته‌اند از دنياي مردگان باز مي‌گردند و با انساني زنده به گفتگو مي‌پردازند. گاهي نيز ارتباط ميان دو روح تنها در يك ارتباط ذهني يكطرفه باقي مي‌ماند براي مثال چه بسا روح يكي از عزيزان ما قصد رساندن مطلبي به ما داشته باشد اما ما قادر به درك آن نباشيم. در اين‌صورت ممكن است روح مجبور شود براي رساندن پيغامش به رؤياي فردي ديگر برود و پيغامي به ما بدهد. اما از پديده‌هايي كه در طي آن دو روح به شدت به‌هم نزديك مي‌شوند و ممكن است هر دو حضور يكديگر را حس كنند، با هم حرف بزنند، حتي روحي كالبدش را در اختيار روح ديگر قرار دهد، تسخير روحي ا‌ست، كه در طي آن روحي مسخر و فرمانبردار روحي ديگر مي‌گردد. اين پديده در صورتي كه روح مسلط، روحي پليد و شيطاني باشد از ترسناك‌ترين و خطرناك‌ترين نوع از انواع ارتباطات روحي است. به‌طوركلي در تسخير روحي، روح مسلط هر چه بگويد و بخواهد روح و كالبد ميزبان اطاعت خواهد كرد و حتي ممكن است وادار شود كه كالبد خود را ترك كرده و به روح مسلط واگذار كند.

تسخير روحي از جهت اندازه تسخير، مدت تسخير و روح تسخير كننده، انواعي گوناگون دارد. در ضعيف‌ترين نوع تسخير روحي ارتباط ميان دو روح در سطح تسخير افكار روح ميزبان است و در بالاترين سطح، روح مسلط وارد كالبد جسميِ روح ميزبان مي‌شود.

ارتباط در سطح افكار به اين معني است كه روح تسخيركننده، افكار و خواسته‌هايش را به ميزبانش القا مي‌كند و مسير ذهنيات و تفكرات او را به دلخواه خود و در حد توانش و به اندازه‌اي كه روح ميزبان به‌آن اجازه مي‌دهد دگرگون مي‌كند. در اين حالت ميزبان گاه تصور مي‌كند آن ذهنيات، اميال و مقاصد خودش است و گاهي متوجه فشاري خارجي و افكارش مي‌گردد. اما قادر به سرپيچي از آن نيست يا اصلاً ميلي به سرپيچي ندارد. ....ادامه دارد

 

داستان معرفت

فرشته یا گرگ!!!

شیوانا استاد معرفت مشغول درس دادن بود که یکی از افسران امپراطور همراه سربازانش بی ادبانه وارد جلسه شد.کنار دیوار ایستاد و به درس استاد گوش فرا داد... استاد بی اعتنا به انها به حرف خود ادامه داد و گفت: میگویند درون هرانسانی دو فرشته هستند که یکی ازآنها انسان رابه خوبی ودیگری به بدی وسوسه  میکند !افسر بلافاصله وسط حرف استاد پرید وگفت:اما جناب امپراطور فرمودند که درون انسانها گرگهایی وجود دارد که دائم با هم در جدالند! آیا شما با این حرف امپراطور مخالف هستید؟

شیوانا به چشمان افسر خیره شد و لبخندی زد و گفت.بلی!حق با امپراطور است. درون هر انسانی دو نوع گرگ وجود دارد.یکی از انها آرام،مهربان و ساکت و به کسی آزار نمیرساند مگر اینکه به او آزاری برسانند. در مقابل گرگ دیگری هم هست که همیشه خشمگین و سعی در کینه ورزی و آسیب رساندن به دیگران دارد. و بی دلیل هر کسی سر راهش سبز شود حمله میکند!این دو گرگ مهربان و خشمگین همیشه در انسان در حال جدال هستند!

افسر که خجل زده بود سؤال کرد حال کدامیک برنده میشوند؟

شیوانا جواب داد.این بستگی به من و تو دارد که کدام گرگ را بیشتر غذا دهیم و رسیدگی کنیم!

افسر به همراه سربازانش از آنجا رفت.بعد از آنها شیوانا رو به شاگردانش کرد و گفت مهم نیست این دو موجودی که درون هر فردی در جدالند گرگ باشند یا فرشته! مهم این است که کدامیک را میپرورانید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 16:32  توسط جوياي معنا  | 

فروغ ديده نرگس


شكفت غنچه و بنشست گل به بار، بيا!

دميد لاله و سورى ز هر كنار، بيا!

بهار آمد و نشكفت باغ خاطر ما

تو اى روانِ سحر! روح نوبهار! بيا!

مگر چه مايه بود صبر، عاشقان تو را؟!

ز حد گذشت دگر رنج انتظار، بيا!

ز هر كرانه، شقايق دميده از دل خاك

پى تو تسلّى دل‏هاى داغدار، بيا!

ز عاشقان بلاكش، نظر دريغ مدار

فروغ ديده نرگس! به لاله‏زار بيا!

ز منجنيق فلك سنگ فتنه مى‏بارد

مباد آن كه فرو ريزد اين حصار، بيا!

يكى به مجمع رندان پاك باز، نگر!

دمى به حلقه مردان طرفه كار، بيا!

به سوى غاشيه‏داران مير عشق، ببين!

به كوى نادره كاران روزگار، بيا!

چه نقش‏ها كه بنشستند به صحيفه دهر

ز خونشان شده روى شفق نگار، بيا!

طلايه‏دار تواند اين مبشّران ظهور

به پاس خاطر اين قوم حق‌گزار بيا!

درين كوير كه سوزان بود روان سراب

تو اى سحاب كرم! ابر فيض بار بيا!

ز دست برد مرا، شور عشق و جذبه شوق

قرار خاطر بي‌قرار بيا!

"محمود شاهرخى" (جذبه)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 17:28  توسط جوياي معنا 

بدان که انسانهای مرتبط با شعور نامحدود هستی انسانهایی هستند که بیشترین استعداد و توانایی برای خلق و آفرینش و کشف تازه ها دارند . این انسانها دید سیستمی و کلان نگر خارق العاده ایی دارند و از لحاظ ارتباط با بقیه انسانها بسیار عالی عمل می کنند . آنها مهربان و پاک اند و به همین خاطر همه آنها را دوست دارند و حاضرند با آنها هم صحبت شوند . اینها مقدمات تضمینی کسب درآمد و لذت بردن از مواهب دنیا است . اما مواهب دنیا تمام مواهب موجود در کائنات نیستند .

 

 پديده تسخير روحي

 

تسخير روحي به خودي‌خود، پديده‌اي شوم و خطرناك نيست. آنچه اين تجربه  را خوب يا بد مي‌كند نوع و ويژگي‌هاي روح مسلط است. اگر آن، شيطاني و پليد و داراي هواهاي نفساني باشد، خلق و خوي ميزبان رو به انحطاط مي‌رود و اگر روح ميهمان متعالي و پاك باشد، صفات خوب و متعالي در فرد تسخير شده، ظهور خواهد كرد. تجربه تسخير توسط ارواح متعالي آن‌چنان مورد توجه بسياري از صوفيان و سالكان در دوران‌هاي مختلف قرار گرفته است كه برخي از مكاتب و جريان‌هاي باطني تنها يا يكي از راه‌هاي وصول به معبود را، تسخير موقت يا دائمي‌ توسط نيروهاي الهي دانسته‌اند.

 

آنچه اغلب در عمل اتفاق مي‌افتد، تسخير شدن توسط ارواح شيطاني است، نه ارواح متعالي. عواملي كه موجب جذب ارواح متعالي مي‌شود و نيز قوانيني كه بر ارتباطات ارواح متعالي حاكم است، حوزه ارتباط آنها را گاهي محدودتر از ارواح شيطاني مي‌كند. ارواح متعالي كاملاً بر طبق توافق و رضايت فرد مي‌آيند اما ارواح شيطاني از كوچك‌ترين منافذ براي نفوذ به درون حوزه ادراكي و انرژيايي انسان و فشار آوردن و در نهايت غلبه ‌بر روح فرد استفاده مي‌كنند. اين منافذ ممكن است در اثر برخي گناهان ايجاد شده باشد.

 

فردي كه به طور غيرارادي حرف‌هاي كفرآميز مي‌زد، از حمله‌هاي موجوداتي ترسناك به بدنش  و ... مي‌گفت. اين حالتش پس از مدتي غيبت ناگهاني او از خانه و خيانت او به همسرش آغاز شده بود. از مهم‌ترين عواملي كه منافذي را در حوزه ادراكي و انرژيايي انسان باز مي‌كند و دري مطمئن براي ورود ارواح شيطاني است، اهانت، ضديت و مخالفت با روح خداوند است. اين قبيل اعمال حمايت روح خداوند را از فرد برمي‌دارد و او را در معرض هجوم ارواح شيطاني قرار مي‌دهد. از ديگر عللي كه باعث وقوع تسخير روحي مي‌گردد، حضور افراد در ميان جمع‌ها و مجالس احضار ارواح است. به علت سوء‌نيت حاضرين در جلسه، حضور ارواح ناپاك در آن جلسات زياد است و به علت حالت پذيرش بالاي حاضرين در آن شرايط، هجوم آنها به كالبد و حيطه ذهني و روحي حاضرين بيش از مواقع ديگر مي‌گردد.......ادامه دارد

 

داستان معرفت

 

شاهد فساد!

روزی پسری به مدرسه شیوانا عارف بزرگ آمدودر جلوی جمع با صدای بلند گفت که یکی ازشاگردان مدرسه او را در محله بدنام شهردیده است که مشغول فساد بوده است. شیوانابا بی اعتنایی شانه هایش را بالا انداخت و گفت:" خوب که چی!؟"

پسر خبرچین با حیرت گفت:" این برای شما ومدرسه شما افت دارد که یکی از شاگردان شما در محله بدنام دیده شود!؟ من اگر جای شما بودم با شنیدن این خبر باید بلافاصله او را در مقابل جمع ادب می کردم!"

شیوانا دوباره با بی اعتنایی گفت:" من باید این خبر را از کسی می شنیدم که خودش فردی مطمئن و قابل اعتماد می بود!؟"

پسر با عصبانیت گفت:" شما از کجا می دانید که من آدم قابل اعتماد و مطمئنی نیستم!؟"شیوانا با لبخند گفت:" اگر چنین است پس خودت در محله بدنام شهر چه می کردی که شاگرد مرا آنجا دیده باشی!؟"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:49  توسط جوياي معنا  | 

انسانهایی که از پذیرفتن مسئولیت و خطر سرباز می زنند آنهایی هستند که باید منتظر بیچارگی و فلاکت باشند .

 

راه برقراري تماس با ارواح متعالي

 

‌‌‌در فرهنگهاي مختلف شيوههاي گوناگوني براي برقراري ارتباط وجود دارد. مانند دعا خواندن، قرباني كردن، روزه گرفتن، نذر كردن، ... البته تمام اين آداب و مراسم اگر به درستي انجام گيرد براي برقراري تماس و استمداد موثر هستند. چرا كه حتي برخي از اين آداب را خداوند، خود به انسان توصيه كرده است. اما آنچه در پشت اين مراسم باعث اثربخشي آنها ميشود ايمان و عشق است.

 

‌‌‌ايمان به اين‌كه كسي هست كه صداي مرا ميشنود و قادر است كه خواسته مرا محقق كند. انسان به هر چه عشق بورزد، نزديك ميشود و در ارتباط قرار ميگيرد و اين ارتباط است كه باعث دريافت كمك از روح متعالي ميگردد. ارواح متعالي تنها به عشق و ايمان خواهندگانشان پاسخ ميدهند. كسي كه اراده كند به ارواح متعالي نزديك شود بايد ظلمت را از خود دور كند ظلمت عبارت است از ناپاكي قلب.

 

‌‌‌هم‌چنين كسي كه قصد دريافت كمكي از روحي متعالي را دارد، بايد كبر و غرور و طمع را كنار بگذارد. چون ارواح متعالي افراد مغرور را دوست ندارند زيرا تنها خداوند را متکبر مي‌دانند. پس هر كس كه آنها را ميخواهد بايد متواضع باشد تا آنها را به سوي خود جذب كند.

‌‌‌بنابراين از مهمترين راه‌هاي برقراري تماس با روحي متعالي و جذب حمايت او، عشق و ايمان به خداوند و ذكر نام خدا و اظهار محبت به روح متعالي و فراخواندن اوست.

 

نشانه هاي ارتباط باارواح متعالي

 

‌‌‌‌‌‌انسان سفر دشوار و پرخطري را براي رسيدن به سعادتي كه مقصود الهي است، در پيش دارد. سفر در اين راه بدون راهنما و همسفري آگاه و دانا، بدون شك به دورافتادگي و نهايتاً مرگ مسافر ميانجامد. ارواح متعالي راهنمايان سفر به سوي حق‌اند.

‌‌‌سرسپردگي, ايمان و عشق به خداوند و به روحي متعالي، ما را از خطرات اين سفر مصون ميدارد. روح متعالي وسيله و مجرايي است كه ما را به حضور خداوند ميرساند و در نزديكي به آن حضور است كه خواستهها و آرزوهاي به حق‌مان تحقق مي یابند و انسان به پيوند با روح خدا نائل ميشود.

آنچه در وادي ارتباط با ارواح متعالي خطر ساز است، توهم و استنباط نادرست نسبت به هويت ارواح است. مهم نيست ارتباط به چه شكلي برقرار شده باشد، به صورت ذهني يا در بيداري يا در رؤيا. براي تشخيص هويت ارواح اين‌كه آيا ارتباط با روحي متعالي گرفته شده يا با روحي سطح پايين و يا حتي پليد، بايد نشانه‌هايي را در نظر گرفت:

 

   1- ارواح متعالي و پاك تنها زندگان را به سوي اعمال خوب تشويق و ترغيب مي‌كنند و تناقضي در حرف‌هايشان وجود ندارد. ديده شده كه روحي پليد در ابتداي ارتباط براي اغفال شخص، از خداوند حرف زده و بعد كه نفوذ خود را شديدتر كرده است هويت خود را آشكار كرده است. گاهي نيز روح از خدا گفته و خود را از طرف او معرفي كرده ولي شخص را به اموري نادرست تشويق كرده است.

 

  2- ارواح متعالي اغلب در هنگام گرفتاري و سختي و يا در هنگامي‌كه شخص از آنها خواسته باشد به سوي فردي ميروند و بدون رضايت با فرد، تماس برقرار نمي‌كنند و در امور او دخالتي نمي‌نمايند. اما ارواح پليد همانند دزدان، وارد مي‌شوند و ناغافل هجوم مي‌آورند.

 

3- در كمتر تجربه‌اي روح متعالي خود را معرفي كرده است. بلكه راهنمايي و كمك خود را انجام داده و بدون هيچ درخواست شخصي يا مادي‌اي رفته است. اغلب كساني‌ كه با روحي متعالي روبرو شده‌اند خود، نامي برآنها نهاده‌اند، «حضرت علي بود»، «او خود مسيح بود»،... ولي نامي از دهان آنها نشنيده‌اند.

 

4- تجربه‌كنندگان، در حضور روح متعالي احساس عشق، ايمان، رهايي و شادي بسياري داشته‌‌اند و گاه از نور عجيبي كه در برخي موارد مانع از ديدن واضح روح مي‌شده و از او ساطع بوده، حرف مي‌زنند و بعد از پايان ارتباط، احساس دلتنگي و خواست شديد براي ديدار مجدد با آن روح را داشته‌اند.

 

5- ارواح متعالي بسيار كم اتفاق مي‌افتد كه خبري از آينده بدهند و پيشگويي كنند مگر آن‌كه قصدي الهي در پشت آن باشد و اين نيز بندرت صورت مي‌گيرد. زيرا رسالت ارواح متعالي راهبري انسان بسوي خداوند و كمك به او در جهت حركت به‌سوي قصد الهي است. در واقع خبر آوردن از آينده و باز كردن باب تفال، دزدي از غيب محسوب مي‌شود.

 

داستان معرفت

آنهايي که شفا نيافته اند!

مردي از راه دور به دهکده استاد معرفتي آمد ودر وسط ميدان دهکده شفاي بيماران ازطريق لمس و از راه دور  را ادعا نمود.  اوحتي جمعي از عوام ساده لوح را در نمايشي پرسروصدا جمع کرد و با تلقين و تحکم واعتماد به نفسي که داشت ، شفايافتن وبهبود را در چهره بعضي از بيماران تلقين پذير ايجاد نمود و از اين طريق در تمام مناطق اطراف سروصداي عجيبي برپا نمود.استاد روزي به سراغ آن مرد رفت و مقابلش نشست و آهسته به او گفت که به صلاح است دست از اين بازي ونمايش بردارد وجان خودرا نجات دهدوبگريزد. چراکه دير يا زود سربازان امپراتوربراي دستگيري اومي آيند  و او بايد پاسخ حرکات نمايشي و غيرواقعي خود را با جان خود بدهد.شفاگر دروغين پوزخندي زد و با اشاره به جمعيت زيادي که مقابلش نشسته بودندپرسيد:" چه کسي مي خواهد امپراتور را عليه من بشوراند. ببين چه طرفداراني دارم!؟"

استاد تبسمي کرد و گفت:" اينها که مي بيني براي شفاي بيماري نزد تو آمده اند و همين ها وقتي شفا نگيرند از تو به امپراتورشکايت خواهند کرد. بله حق با توست !ازکساني که به خاطر تلقين پذيري و اعتمادبه نفس تو گمان مي کنند شفا مي يابندنبايد بترسي! اما آنها که شفا نيافته اندتا دورترين سرزمين به دنبالت خواهند آمدو تو را رها نخواهند کرد!"

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 16:41  توسط جوياي معنا  | 
کائنات بزرگترین و با ارزش ترین پاداش خود را برای انسانهایی کنار گذاشته است که دل

به دریا می زنند و با توکل به خالق هستی دست به خطر می زنند .

 

درس معرفت

مردم غالبا نامعقول، خودخواه و غیر منطقی هستند با این وجود آنها را ببخشید.

اگر مهربان باشید ممکن است مردم شما را متهم به چاپلوسی کنند با این وجود مهربان باشید.

اگر توانستید دوستان دروغین و دشمنان واقعی خود را تشخیص دهید باز هم مهربان باشید.

اگر صادق و روراست باشید ممکن است مردم فریبتان بدهند با این وجود صادق و روراست باشید.

چیزی را که طی سالها میسازید ممکن است کسی یک شبه خراب کند با این وجود بسازید.

اگر ارامش و شادی بیابید ممکن است حسادت بورزند با این وجود شاد باشید .

کار خوبی که امروز انجام میدهید مردم اغلب فراموش میکنند با این وجود کار خوب را انجام دهید.

بهترین چیزهایی که دارید به مردم بدهید.هرچند ممکن است کافی نباشد با این وجود بهترین چیزهایی را که

دارید به مردم بدهید.

همه اینها بین تو و خداست و بین تو و این افراد چیزی وجود ندارد.
( مادر ترزا)

 

داستان معرفت

موجود کثیف!

 

روزی مردی نزد شیوانا آمد و از او در موردمشکلش نظر خواست. مرد گفت:" دو دختر دارم که باید آنها را با کاروان به شهری دیگربرسانم. دو کاروان قرار است امروز حرکت کنند. رئیس کاروان اولی آدم بسیار محجوب و باحیایی است و اصلا در بند نظر بازی واینجور مسائل نیست. رئیس کاروان دوم ازاو متعصب تر است و می گوید زن ها موجودات کثیفی هستند و دون ش‍ان مردان است که بازنان رابطه داشته باشد. به نظر شما کدام از این دو کاروان برای دختران من مطمئن تر است؟

 

شیوانا با لبخند گفت:" من نمی دانم کدام مطمئن تر است اما به طور یقین می توانم بگویم که کاروان سالار دوم آدم خطرناک وترس برانگیزی است و باید خیلی مو اظبش بود. اینکه او می گوید زنان موجود خوبی

نیستند نشان می دهد که به شدت نسبت به زنان حریص است و برای تظاهر این جملات بی معنا را می گوید! اگر جای تو بودم ازکاروان سالار دوم حذر می کردم!او نباید موجود سالمی باشد!"

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 9:19  توسط جوياي معنا  | 

امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.

 

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

 

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد.

 

روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.

 

داستان بامعناي زير ازوبلاگ http://www.helenbanoo.blogfa.com/  مي باشد:

مردی به نزد راما نوجا آمد (عارف هندی) و پرسید :"راه رسیدن به خدا را نشانم بده."  رامانوجا پرسید: "هیچ تابحال عاشق کسی بوده ای؟

" سوال کننده پرسید:" راجع به چی صحبت می کنی- عشق؟ من تجرد اختیار کرده ام. من از زن چنان می گریزم که آدمی از مرض می گریزد. نگاهشان نمی کنم. چشمم را به رویشان می بندم.

" راما نوجا گفت: "با این همه کمی فکر کن. به گذشته رجوع کن – بگرد - جایی در قلبت آیا هرگز تلنگری از عشق بوده - هرقدر کوچک هم بوده باشد." مرد گفت: "من به اینجا آمده ام که عبادت یاد بگیرم نه عشق. یادم بده چگونه دعا کنم.

شما راجع به امور دنیوی صحبت می کنی و من شنیده ه ام که شما عارف بزرگی هستی. به اینجا آمده ام که به سمت خدا هدایت شوم نه به سمت امور دنیوی."  راما نوجا به او جواب داد: "پس من نمی توانم به تو کمک کنم. اگر تو تجربه ای از عشق نداشته باشی آن وقت هیچ تجربه ای از عبادت نخواهی داشت.

 بنابراین اول به زندگی برگرد و عاشق شو – و وقتی عشق را تجربه کردی و از آن غنی شدی –آن وقت نزد من بیا- چون که یک عاشق قادر به درک عبادت است.   اگر نتوانی از راه تجربه به یک مقولهء غیرمنطقی برسی آن را درک نخواهی کرد.

عشق عبادتی است که توسط طبیعت سهل و ساده در اختیار آدمی گذاشته شده – تو حتی به این چیز سهل و ساده نمی توانی دست پیدا کنی. عبادت عشقی است که به سادگی داده نمی شود- فقط موقعی قابل حصول است که به اوج تمامیت رسیده باشی.

برای عشق نیاز به تلاش نیست- عشق مهیاست- عشق در جوشش و جریان است و تو آن را پس می زنی. خدا عشق است"

مجموعه ای از سخنان  فیلسوف معاصر هندی

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 14:18  توسط جوياي معنا 

"نگرش بی فایده و مضر استاد و دانشجو ویا مرید و مرشدی را کنار بگذار و خودت چراغ وجود خودت را روشن کن"

"به تعداد انسانها مسیر وجود دارد و هر انسانی باید مسیر خودش را برود ! به تعداد آدمها معما وجود دارد که هر کس باید معمای خودش را خودش حل کند . به تعداد تک تک فرزندان آدم فرکانس و نت خاصی وجود دارد که تمام هستی منتظرند تا آن نت توسط خود آن آدم به صدا درآید ".

 

ارواح متعالي (ادامه ازقبل)

 

در برخي از مكاتب باطني براي كمك گرفتن از ارواح متعالي، تنها به دعا و نيايش و استمداد كمك از آنها اكتفا نميكنند بلكه جسم‌شان را نيز در اختيار آنها قرار مي‌دهند و خواهان حلول آنها در كالبدشان مي‌شوند. توجيه آنها براي عمل‌شان اين است كه چون ارواح متعالي به خداوند نزديكند پس اگر در جسم كسي حلول كنند، خيلي سريع‌تر موجبات تغيير و تحول شخص را ايجاد مي‌كنند.

 

 همانطور كه با حلول روحي پليد به جسم فرد، افكار پليد و زشت و كفرآميز در او ظاهر مي‌شود و بر روحش اثر مي‌گذارد، ورود روح متعالي به روح فرد باعث بروز ويژگيها و خصوصيات آن روح در فرد خواهد شد.

‌‌‌از ديگر تأثيرات و توانايي‌هاي برخي از ارواح متعالي مي‌توان در معالجه انواع بيماري‌ها، ديوانگي و حتي دور كردن ارواح پليد از جسم و جان زندگان نام برد.

 

‌‌‌ارواح متعالي از طرق گوناگوني به معالجه انواع بيماران مي‌پردازند. اين عمل يا با واسطه يا به طور مستقيم انجام مي‌گيرد. در طريق با واسطه گاه روح از طريق نيروي درمانگر به اين كار مبادرت ميورزد. گاهي نيز ممكن است كمك فراتر از آن باشد و با درخواست درمانگر يا بدون درخواست او، اما به دليل آمادگي روحي (داشتن اهداف خير) او (و به خواست خداوند انجام گيرد.

 

‌‌‌ارواح متعالي هيچگاه در عملي كه خلاف نظر خداوند باشد كمكي نميكنند و تنها از خواست خدا پيروي ميكنند. شايد يكي از دلايلي كه باعث شده برخي از ارواح متعالي در هنگام زندگيشان در زمين، تعداد بسيار اندكي را شفا دهند، اين بوده كه خواست خداوند تنها بر آن افراد قرار گرفته است.

‌‌‌اما اغلب ارواح به طور مستقيم معالجه مي‌كنند. گاهي بيمار نيز متوجه حضور و شفابخشي روح متعالي مي‌شود. بسياري از بيماراني كه بيماري لاعلاجي داشته‌اند بعد از ديدن رؤيايي كه در آن رؤيا نويد خوب شدنشان را از روحي نوراني شنيده‌اند و يا براي مثال غذا و خوراكي توسط فردي نوراني به آنها خورانده شده يا از آنها خواسته شده كه عضو معيوب را حركت دهند، كاملاً شفا يافته‌اند.

‌‌‌در درمان بيماري‌هايي كه نشاني از نفوذ ارواح پليد در آن وجود دارد مانند انواع جنون، ارواح متعالي بهترين راه درمان هستند. زيرا آنها از جهت قدرت و انرژي در سطحي فراتر قرار دارند. در مراحل شديد تسخير روحي، براي دور كردن روح پليد اغلب مراسمي كه توسط افراد داراي قابليت دور كردن ارواح شيطاني انجام مي‌گيرد، نتيجه‌ بخش نيست و تنها كار استمداد از ارواح پاك و متعالي براي خلاصي بيمار است.

‌‌‌در زمان حضرت عيسي مسيح (ع) اين عمل توسط ايشان چندين بار انجام گرفت. ارواح پليد تاب مقاومت در برابر اوامر روح حضرت مسيح را نداشتند و با اشاره‌اي از طرف حضرت مسيح جسم فرد زنده را ترك مي‌كردند.

‌‌‌در كتاب انجيل از حضرت عيسي(ع) داستاني روايت شده با اين مضمون:‌ «وقتي به سرزمين‌ ... رسيدند دو ديوانه زنجيري به ايشان برخوردند. اين دو ديوانه در قبرستان زندگي مي‌كردند و آنقدر خطرناك بودند كه كسي جرأت نداشت از آن منطقه عبور كند. تا چشم‌شان به عيسي افتاد، شروع كردند به فرياد كشيدن كه‌ : «اي فرستاده خدا با ما چه كاري داري؟ آيا آمده‌اي تا قبل از وقت ما را عذاب دهي؟»

 از قضا در آن حوالي گله خوكي مي‌چرخيدند. پس ارواح ناپاك از عيسي خواهش كرده، گفتند: «اگر مي‌خواهي ما را بيرون كني، ما را به درون جسم اين خوك‌ها بفرست». عيسي (ع) به آنها گفت: «بسيار خوب برويد». ارواح ناپاك از وجود آن دو نفر بيرون آمدند و داخل خوك‌ها شدند. ناگاه تمام گله، ديوانه‌وار به طرف پرتگاه دويدند و خود را به درياچه انداختند و خفه شدند...»

 (فصلنامه علوم باطني)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 17:31  توسط جوياي معنا  | 

روزگاری در این دنیا هیچکس حرفی برای گفتن نداشت . روزگاری در این دنیا همه گوشها آماده شنیدن بود و همه دلها گوش به سود زیبای وحدت هستی سپرده بودند . اما این سکوت بزرگ دیری نپائید و موجودی که هرگز نتوانست کلمه زیبایی بگوید از جا برخاست و گفت من می خواهم آواز خودم بخوانم . از آن روز به بعد تمام تلاش بشر صرف آن شده است که فرصتی یابد تا بتواند دوباره سکوت بزرگ پنهان در سرود وحدت هستی را درک کند .

 

ارواح متعالي

... و نفخت فيه من روحي»: از روح خود در او دميدم.

گر چه خداوند از روح خود در وجود تك تك انسانها دميده است اما تنها تعداد بسيار اندكي نسبت به كل انسانها در هر دوره قادر ميشوند، روح الهي را در خود بيدار کرده و در نواحي بالايي روح خود مستقر گردند و به شناخت و تجربه روح الهي نائل شوند (و اين درحالي‌ست كه آگاهي عموم مردم در نواحي پائين روحشان قرار دارد).

‌‌‌اين تعداد بسيار اندك را ارواح متعالي ميگويند. اينان منتخبين خداوندند، روحهايي هستتد كه توانسته‌اند روح الهي در وجود خود را آشكار و روحشان با روح خدا پيوند خورده‌ و صفت يا صفاتي از خداوند در آنان تجلي پيدا كرده است .

‌‌‌نزديكي ارواح متعالي به روح خداوند آنها را قادر به انجام اعمال خارقالعاده بسيار ميكند.

براي برخي از آنها براساس تجليات صفات خداوند که در وجودشان نهاده شده، نميتوان در توانایی آنان حد و مرزی قائل شد. به اذن خداوند به هر آنچه كه روح الهي قادر به آن است، قادرند. بر بسياري از امور عالم واقفاند و بر آنها احاطه دارند . اينان همان جانشينان خداوندند كه تمامي فرشتگان در مقابل‌شان سر سجده فرود آوردند و از آنها كه در واقع با روح خدا يكياند، فرمان ميبرند.

‌‌‌بخاطر وجود توانائيهاي بسيار آنها و نزديكيشان به خداوند، بسياري از مكاتب باطني راه نجات خود را بر اساس ارتباط با ارواح متعالي بنا نهادهاند و آنان را وسيلهاي براي ارتباط با روح خدا دانستهاند. مسلمانان، مسيحيان، حتي هندوها و بوداييان، و سرخپوستان و ... كليد نجاتبخششان را توسل به ارواح متعالي و طلب كمك و استمداد از آنان ميدانند.

‌‌‌در ميان مسلمانان اعتقاد به ارواح متعالي بسيار ديده ميشود. اغلب اتفاق ميافتد كه يك مسلمان با توسل به بزرگي، (پيغمبر(ص) و امامان) از خدا طلبي ميكند و در واقع روحي متعالي را وسيله ارتباط خود با خداوند ميداند تا او شفاعتش را نزد خدا بكند.

اين اعتقاد وجود دارد كه اگر متوسلان، با تضرع و ملتمسانه، و با عشق و ايمان و احترام، روحي متعالي را صدا بزنند، دعا و خواسته آنها بيجواب نخواهدماند. شواهد بسياري وجود دارد كه گوياي تاثير مستقيم يكي از بزرگان، در زندگي دوستدارانشان بوده است. اين رخدادها نه تنها در ميان مسلمانان بلكه در ميان مسيحيان، توسط بزرگان معنوي‌شان به‌وجود آمده است.

‌‌‌ارواح متعالي با اتصال به خداوند هم قادر به اجابت دعاهاي مادياند و هم معنوي. آنها بهصورت مستقيم يا غير مستقيم اقدام به كمك و حمايت انسانها ميكنند و اين مهمترين رسالت آنان محسوب ميشود. آنان ارواحی هستند كه راه قصدها و خواسته‌هاي خداوند را رفته‌اند و حال، همانند كوهنوردي ماهر به پيچ و خمهاي راه آگاه‌اند و ميدانند چگونه مريد خود را بسوي خداوند راهبر شوند.

(ادامه دارد........)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 16:24  توسط جوياي معنا  | 

عيد قربان، جشن رهيدگي از اسارت نفس و شكوفايي ايمان و يقين بر همه ابراهيميان مبارك باد

 

عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

 

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

 

و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

الله اکبر!

يعني که قرباني انسان براي خدا – که در گذشته، يک سنت رايج ديني بود و يک عبادت – ممنوع! در "ملت ابراهيم" ، قرباني گوسفند، بجاي قرباني انسان! و از اين معني دارتر، يعني که خداي ابراهيم، همچون خدايان ديگر، تشنه خون نيست. اين بندگان خداي اند که گرسنه اند، گرسنه گوشت! و از اين معني دارتر، خدا، از آغاز، نمي خواست که اسماعيل ذبح شود، مي خواست که ابراهيم ذبح کننده اسماعيل شود، و شد، چه دلير! ديگر، قتل اسماعيل بيهوده است، و خدا، از آغاز مي خواست که اسماعيل، ذبيح خدا شود، و شد، چه صبور! ديگر، قتل اسماعيل، بيهوده است! در اينجا، سخن از " نيازِ خدا" نيست، همه جا سخن از " نيازِ انسان" است، و اين چنين است " حکمتِ" خداوند حکيم و مهربان، "دوستدارِ انسان"، که ابراهيم را، تا قله بلند "قرباني کردن اسماعليش" بالا مي برد، بي آنکه اسماعيل را قرباني کند! و اسماعيل را به مقام بلند "ذبيح عظيم خداوند" ارتقاء مي دهد، بي آنکه بر وي گزندي رسد!

که داستان اين دين، داستان شکنجه و خود آزاري انسان و خون و عطش خدايان نيست داستان "کمال انسان" است، آزادي از بند غريزه است، رهايي از حصار تنگ خودخواهي است، و صعود روح و معراج عشق و اقتدار معجزه آساي اراده بشريست و نجات از هر بندي و پيوندي که تو را بنام يک «انسان مسئول در برابر حقيقت"، اسير مي کند و عاجز، و بالأخره، نيل به قله رفيع "شهادت"، اسماعيل وار، و بالاتر از "شهادت" - آنچه در قاموس بشر، هنوز نامي ندارد – ابراهيم وار! و پايان اين داستان؟ ذبح گوسفندي، و آنچه در اين عظيم ترين تراژدي انساني، خدا براي خود مي طلبيد؟ کشتن گوسفندي براي چند گرسنه اي!

موسم عيد است. روز شادى مسلمانان. روز قبولى در جشن بندگى خداوند. اى مسلمان حج گزار و اى كسى كه در شكوهمندترين آيين دينى از زخارف دنيا دور شدى و به او نزديكتر. ايام حج را نشانه اى از پاكيزگى ، رهايى، آزادگى، آگاهى و معنويت بدان. بدان كه زمين سراسر حجى است كه تو در آنى و بايد با سادگى، وقوف در جهان درون و بيرون و قربانى كردن همه آرزوهاى پوچ دنيوى، خود را براى سفر بزرگ آماده كنى. انسان مسافر چند روزه كاروان زندگى است.

 سلام بر ابراهيم، سلام بر محمد و سلام بر همه بندگان صالح خداوند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 9:26  توسط جوياي معنا 

در نهایت این تو هستی که باید هشیارانه مست شوی و سفر آگاهی خودت را درهمین جهان آغاز کنی !

 

ارواح رابشناسيم......ادامه ازقبل

 ارواح متعالي‏تر انسان‏ها در اين گروه (گروه دوم)با توجه به اينكه همچنان در حال پيمودن سير تحولي و تكامل خود به سر مي‏برند، مسئوليت‏هايي را برعهده مي‏گيرند. انجام صحيح مسئوليت‏ها باعث ارتقاء سطح آگاهي آنها و تسريع در تحول روحي‏شان مي‏شود. اين مسئوليت‏ها براساس سطح دانش و آگاهي، پيشرفت آنها در زمينه معنويت و امور باطني و حتي ظاهري و يا نزديكي‏شان به شخص يا گروهي متفاوت مي‏گردد. گاهي يك روح سرپرستي و نظارت بر شخصي را به طور كلي (نظارت بر همه زواياي زندگي فرد) و يا موردي (مثل كمك به خلق آثار بديعي در موسيقي)، مي‏پذيرد. اين پذيرش يا به دليل علاقه‏مندي روح به شخص مورد نظر بوده و يا در امري كه شخص به آن مشغول است، داراي توانايي مي‏باشد.

 ارواح راهنما همانند مديراني هستند كه با توجه به قابليت‏ها، افكار و اعمال زيردستانشان نقشه‏ها و برنامه‏هاي جديدي براي آنها طرح‏ريزي مي‏كنند. آنها از طرق گوناگوني چون ايجاد رؤيايي خاص يا جرقه فكري در ذهن و يا وادار كردن اطرافيان شخص به بيان حرفي يا انجام عملي و يا چيدن سلسله‏اي از وقايع معني‏دار در كنار هم، شخص مورد حمايتش را به امري آگاه مي‏كند.

اما ارواح آلوده‏تر در اين گروه چون داراي قصدها و افكار آلوده‏تر و گاه بسيار شيطاني هستند، در هر جايي حضور يابند، سعي مي‏كنند افكار پليد خود را تحقق بخشند و به آزار و اذيت زندگان بپردازند. در اثر فعاليت‏هاي نادرست اين ارواح، پليدي در ميان انسان‏ها شايع مي‏گردد.

اين ارواح به دليل داشتن علايق و افكار مادي گاه قادر نيستند كه بعد از مرگ وارد سطوح بالاتر هستي شوند و گاهي به خواست خود براي ارضاء خواسته‏هايشان به طور مداوم به دنياي مادي مراجعت مي‏كنند، عده آنان در دنياي مادي بسيار زياد است.

به محض اينكه فردي به نفسانيات خود توجه كند و براساس نفس شيطاني عمل نمايد. (براي مثال به مواد مخدر روي آورد)، به دليل پارگي در حوزه انرژي محافظ در اطراف كالبد مادي‏اش، ارواح پليد امكاني براي ورود به هاله و در مواردي حتي به كالبد مادي آن فرد، به دست مي‏آورند. بسياري از ناهنجاري‏هاي رفتاري و حتي گاهي بيماري‏ها ناشي از القائات اين گونه ارواح آلوده و يا شيطاني است.

 تحت تأثير قرار گرفتن توسط ارواح پليد، انواع گوناگوني دارد و داراي سطوح متفاوتي، از تحريك به انجام عملي خاص تا تسخير كامل كالبد مادي، مي‏باشد. براي مثال روحي كه در زمان حيات مادي‏اش علاقمند به مشروبات الكلي بوده، ممكن است پس از مرگ، فرد مستعد و آماده‏اي را بيابد و با تلقيناتي به ذهن او، وي را وادار به خوردن مشروبات الكلي كند تا از اين طريق لذتي را كه خود به دليل نداشتن كالبد مادي نمي‏تواند به دست آورد، كسب نمايد. گاه اين احتمال وجود دارد شخص مورد هجوم روح پليد، دچار حالات وسواسي بيمارگونه گردد. اين ارواح حتي قادرند فردي را بر خلاف ميلش به قتل يا خودكشي وادار كنند.

 هر نوع فكر يا عملي كه از ما صادر مي‏شود، عكس‏العمل‏هايي به دنبال خواهد داشت. دسته‏اي از عكس‏العمل‏ها مربوط به پاداش يا مجازاتي است كه نصيبمان خواهد شد. از طرفي اعمال و افكار ما چراغ سبزي براي دوستي با ارواح پاك يا پليد خواهد بود.

در صورتي كه اعمالي اشتباه و ناهماهنگ با خواست پروردگار داشته باشيم، دوستان پليد و شيطاني را در اطراف خود جمع مي‏كنيم ولي اگر فرد پاك سرشتي باشيم، دوستاني پاك، خلاق، فداكار و دلسوز را جذب خواهيم كرد.

 ارواح گروه دوم (ارواح با آگاهي تغييرپذير) براي هميشه در وضعيت ميان خوب يا بد بودن نخواهند ماند بلكه سرانجام يا به طور كامل به خداوند پيوسته و رستگار مي‏گردند و يا به شيطان مي‏پيوندند كه در اين صورت به تعبير قرآن جزو ارواح مُهرخورده خواهند بود. به عبارتي در نهايت، آگاهي آنها در قطب مثبت يا منفي ثابت و مستقر خواهد شد.

ذکر اين نکته حائز اهمیت که با آگاهی از جهانی که در آن زندگی می کنيم و شناخت هر چه بيشتر آن، می‌توانيم به شناخت بهتر روح خود و نيز مسئوليتی که بر عهده مان قرار داده شده ، نائل شويم. سعی کنيم به روح خداوند نزديک شويم تا از ارواح پلید و شیطانی دور بمانيم و خدای نخواسته در زمره مهر خوردگان قرار نگيريم. ان شاء الله

منابع:

 عبيد، رئوف؛ انسان روح است نه جسد؛ مترجم زين‏العابدين كاظمي خلخالي؛ دنياي كتاب؛ تهران، 1371.

 دلان، گابريل؛ عود ارواح؛ مترجم رعيف‏الملك

 نصار، محمود؛ اسرار جهان هستي در علم روحي جديد؛ مترجم زين‏العابدين كاظمي خلخالي 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 11:15  توسط جوياي معنا  | 

سعی کن خودت را از گفتگوی درونی ات بیرون بکشی و بگذاری فکر برای خودش رجز خوانی کند ! سعی کن فقط نگاه کنی و اصلا واکنش های ماشین فکرت را تائید و یا رد نکنی !

 

ارواح رابشناسيم......

هستی مملو از موجوداتي ناميرا و داراي آگاهي بنام ارواح است. در اديان، مكاتب و جريانات باطني و... به شكل‏هاي مختلف بر وجود ارواح و دسته بندي ميان آنها تأكيد شده است.

اما ضرورت كسب دانش و آگاهي نسبت به نظام ارواح و نقش و عملكرد آنها چيست؟

خداوند مقتدر از طريق ارواح كارگزارش، به هدايت انسان‏ها و هستي بر طبق خواسته، برنامه و نظام تغييرناپذيرش، مي‏پردازد. هر انساني مي‏تواند، با اطلاع از وظايف و شرايط آگاهي هر گروه از ارواح به سير تحول و تكامل خود سرعت بخشد. او هم‏چنين مي‏تواند با اجتناب از ارواح پليد و انجام اعمالي موجب جلب حمايت ارواح پاك شود و از مجازات‏هاي قطعي و قدرتمند ارواح كارگزار دوري جويد.

 

 انواع ارواح

 حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: «ارواح مثل ارتش تقسيم‏بندي دارند». ارواح يا همان موجودات ناميراي داراي آگاهي را مي‏توان براساس قابليت تغييرپذير بودن يا نبودن آگاهي آنها و ساختار انرژي‏شان دسته‏بندي كرد.
گروه اول ارواحي هستند كه داراي آگاهي ثابتي مي‏باشند كه خود به دو گروه تقسيم مي‏شوند. دسته اول فرشتگانند كه نگه‌دارنده و حافظان نظم در جهان هستي‏اند . دسته دوم ارواح شياطين‏اند كه تنها به بدي تشويق مي‏كنند. در رأس آنها شيطان قرار دارد كه خود داراي اولاد، همدستان و همكاراني در جهت تحقق مقاصدش مي‏باشد.

 در واقع دنياي اطراف مملو از ارواحي است كه انسان را به سوي دو جهت مخالف  دعوت مي‏كنند. ولي بر طبق نقشه الهي، تنها راه سعادت انسان در پيروي از ارواح مقدس است .

گروه دوم شامل ارواحي مي‏شوند كه آگاهي آنها قابل تغييرند و ميان خوب يا بد بودن، حق انتخاب دارند. اينان مي‏توانند بر طبق خواسته‏ها و مقاصدشان بر دنياي اطراف خود اثر بگذارند. در جلسات احضار روح، اغلب اين گروه هستند كه حاضر شده و پديده‏هايي گاه بسيار متفاوت را از خود بروز مي‏دهند. ارواح انساني و جن در اين گروه قرار مي‏گيرند.  (ادامه دارد.....)

فصلنامه علوم باطني

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 10:51  توسط جوياي معنا  | 
فرا رسيدن ميلاد پيامبر صلح و دوستى، حضرت عيسي بن مريم (ع) را به پيروان آن حضرت و هموطنان مسيحي تبريك ميگويم

رخداد ديده گشودن جهان به رخسار روشن حضرت عيسى مسيح (ع) نشانه تجلى اراده الهى در شب زمستانى زمين است همچنان كه وجود قدسى آن حضرت، نشانه يگانگى و تقديس حق در سراپرده وجود است.

بشارت عيسي

ـ و ياد كن آنگاه كه فرشتگان گفتند: «اي مريم، خدا تو را به كلمه اي از خود كه نامش مسيح، عيسي بن مريم است، نويد مي دهد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهي) و با مردم در گهواره و در بزرگسالي سخن مي گويد و از نيكان و شايستگان است.

ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.»

ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.»

ـ مريم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندي باشد و حال آنگه هيچ بشري به من دست نزده است؟»

ـ گفت: «اين چنين است، خدا آنچه بخواهد، مي آفريند، چون اراده چيزي كند، به او گويد: («باش») پس مي شود. اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم و رحمتي از سوي خويش كنيم؛ اين كاري است حتمي و شدني.»......قرآن مجيد، سوره مريم آيات 16 تا 22.

  ـ پس به او عيسي (ع) بار گرفت و با وي به مكاني دور بيرون رفت. آنگاه درد زايمان او را به سوي تنه درخت خرمايي كشانيد؛ گفت: «اي كاش پيش از اين مرده بودم و به فراموشي سپرده شده بودم». پس (كودك) از زير او ندايش داد: «غمگين مباش، پروردگار تو از زير پايت جويي روان ساخت، و خرما بن را به سوي خويش بجنبان تا بر تو خرماي تازه چيده فرو ريزد؛ بخور و بياشام و چشم روشن دار و اگر از آدميان كسي را ديدي، بگو: «من براي خداي رحمان روزه (سكوت) نذر كرده ام و امروز مطلقاً با هيچ انساني سخن نمي گويم».

پس مريم او را برداشته، نزد كسانش آورد؛ گفتند: «اي مريم، چيزي شگفت آورده اي. اي خواهر هارون، نه پدرت مرد بدي بود و نه مادرت! » مريم به او اشاره نمود؛ گفتند: «چگونه با كودكي خرد كه در گهواره است، حرف بزنيم؟»

ـ (كودك) گفت: «من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و پيامبرم گردانيده است  و مرا هر جا كه باشم، با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش نموده و مرا به مادرم نيكوكار كرده و گردنكشي بدبخت نگردانيده است و درود بر من، روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه زنده برانگيخته شوم».

 

نبوت عيسي (ع):

ـ و چون عيسي با نشانه ها و دلائل روشن آمد، گفت: «همانا براي شما حكمت آورده ام (تا هدايت شويد) و تا برخي  از آنچه را كه درباره اش اختلاف مي كنيد، برايتان بيان كنم، پس از خدا بترسيد و مرا پيروي كنيد. همانا خداي يكتا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستيد، اين است راه راست.»

ـ اما آن گروهها (فرق مسيحي) ميان خود اختلاف كردند؛ پس واي بر ستمكاران از عذاب روزي دردناك! آيا چشم به راه چيزي جز قيامت اند كه ناگهان بديشان فرا رسد در حالي كه بي خبرند؟ در آن روز دوستان، برخي دشمن برخي ديگرند، مگر پرهيزگاران.

 

حواريان:

ـ و چون عيسي كفر آنان را آشكارا دريافت، گفت: «چه كساني در راه خدا ياوران من اند؟»

حواريان گفتند: «ما ياوران خداييم به خدا ايمان آورديم و گواه باش كه ما تسليم هستيم. پروردگارا، ‌به آنچه نازل كرده اي، ايمان آورده ايم و از اين پيامبر پيروي كرديم، پس ما را در شمار گواهي دهندگان بنويس.» پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند. كساني را كه ايمان آوردند، بر دشمنانشان مدد كرديم تا چيره و پيروز شدند.

 

توطئه جهودان:

مرگ يا حيات عيسي (ع)؟

ـ آنها (براي كشتن عيسي) مكر كردند، خدا هم مكر كرد و خدا بهترين مكر كنندگان است، آنگاه كه خدا گفت: «اي عيسي، من تو را بر مي گيرم و به سوي خود بالا مي برم و از (آلايش)) كافران پاكت مي سازم و تا روز قيامت آنان را كه از تو پيروي نمايند، فرادست كافران قرار مي دهيم سپس بازگشتشان به سوي من است و من در آنچه اختلاف مي كرديد، ميانتان حكم خواهم كرد....

ـ و (خدا جهودان را) به سبب كفرشان و تهمت بزرگشان بر مريم و اين سخنشان كه: «ما مسيح – عيسي بن مريم، پيامبر خدا – را كشتيم.» و حال آنكه او را كشتند و نه بردار كردند، بلكه برايشان مشتبه شد و كساني كه درباره او اختلاف نمودند، بي گمان در ترديدند؛ آنان را به حال او هيچ علمي نيست، تنها پيرو گمانند و به يقين او را نكشته اند، بلكه خداوند او را به سوي خود بالا برد و خدا پيروزمند و حكيم است هيچ يك از اهل كتاب نيست، مگر آنكه پيش از مرگش به او ايمان خواهد آورد و او در روز رستخيز بر (ايمان) آنان گواه خواهد بود.

ـ پس به كيفر ستمي كه يهوديان كردند، ...... چيزهاي پاكيزه اي را كه برايشان حلال شده بود،‌ حرام كرديم.....  و براي كافرانشان عذابي درد آور آماده كرده ايم؛‌ ولي راسخانشان در علم و آن مؤمناني را كه به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان مي آورند، و همچنين برپا دارندگان نماز و دهندگان زكات و مومنان به خدا و روز واپسين را پاداش بزرگي خواهيم داد.

ـ همانا داستان عيسي نزد خدا مانند داستان آدم است؛ او را از خاك آفريد، سپس گفت: «بشو» شد. حق از پروردگار توست؛ پس از شك داران مباش.

 

خلاصه و گزينش - داستان پيامبران/ محمد لاريجاني/ انتشارات اطلاعات/ 1380/ ص 915

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 10:16  توسط جوياي معنا 

پیش از هر کاری سعی کن هشیاری بی توقع لحظه به لحظه را تجربه کنی وبه صورت یک ناظر بی طرف و حیرت زده ، به جهان و حتی به خودت خیره شوی وبه صداهای جهان بیرون و درون وجودت گوش دهی و احساسات داخل و خارج وجودت را لمس کنی ! وقتی به این حالت رسیدی ناگهان معنای کل دیوان حافظ و مولوی را در می یابی و حیرت زده از این همه عظمت در مقابل پیچیدگی و بزرگی هستی زانو می زنی !

هر احساسی ! که آرزو داری را در هر سنی که هستی تجربه کن!!!؟(ادامه قبل)

برای زنده کردن احساسات زیبا و باشکوه حتما لازم نیست غذای خاصی را مصرف کرد ویا به صورت نوشابه و نوشدارو و دوای مشخصی رفت و به طور موقتی آن حال  و هوای جذاب و خواستنی را بدست آورد. خود بدن می تواند خودش این احساس را در کالبد شما تا هر زمانی که بخواهید فعال سازد. تنهاباید به زبان خود بدن با بدنتان ارتباط برقرار کنید و دقیقا به بدن بگوئید که چه می خواهید.

بسیاری اوقات دقیقا به بدن احساس درخواستی را ابلاغ کردن یکی از مشکل ترین کارهاست. تجربه های مختلف و تفسیرهای متفاوتی که انسان از به یادآوری یک احساس لذت بخش و تکان دهنده دارد بسیاری اوقات باعث تولید احساسات متفاوتی می شود که هرگز مانند احساس اولیه نیست و هر بار که ما در بازسازی یک احساس قدیمی شکست می خوریم ، خاطره آن احساس در وجود ما دست خورده تر  و مبهم تر می شود.

بسیاری از احساسات عجیب نیز وجود دارند که ذهن و وروح و جسم ما با آن بیگانه است وهنگام تجربه این احساسات غریب ولی باشکوه بسیاری اوقات انسان هاج و واج می ماند که ای کاش این احساس انرژی بخش راخیلی زودتر از این تجربه می کرد تا زندگی برایش معنای تازه ای پیدا کند.

 

 احساسات باشکوهی مثل آرامش عمیق که پس از سالها مدیتیشن و مراقبه و ریاضت حاصل می شودویا حس باشکوه جدایش روح از بدن و پروازدر آسمان بدون مردن و صدها احساس انرژی بخش روح و جسم و ذهن عجیب و غریب که دست یابی به خیلی از آنها در عمر اشخاص رخ نمی دهد و آنها محروم از تجربه چنین احساسی دنیا را ترک می کنند.اما اکنون به کمک کامپیوتر و سیستم های پخش اصوات با فرکانس پائین کنترل شده انقلابی جدید در حوزه بازسازی احساسات گمشده و نامریی وجود انسان ها در کمترین زمان ممکن و با امکان تکرار و زنده سازی احساس در هر لحظه ای که انسان اراده کند فراهم شده است.

 

ظاهر شدن هر نوع حسی در بدن انسان باعث بروز تغییراتی کاملا مشخص در امواج بنیادی مغز می شود و اندازه گیری دقیق این امواج توسط سنجشگرهای دیجیتالی وبرگرداندن آنها سوار بر امواج صوتی به داخل مغز (از طریق گوش و هدفون های باعرض باند مناسب) می تواند دقیقا همان احساس اولیه را به طور کامل و دقیق بازسازی نماید و این یعنی شما می توانید در هرساعت شبانه روز که اراده نمائید در هرحالت روحی و احساسی دلخواهی که بخواهیدفرو روید!

تصورش را بکنید:" شما در سخت ترین و دشوار ترین شرایط جسمی و ذهنی وروحی ، در عرض چند دقیقه می توانید به یکباره از حالت و روحیه و احساس سخت وآزاردهنده ای که در آن شناورید بیرون آئید و به صورت ماندگار و غیر قابل برگشت به فضای احساسی دیگری جهش کنید! هیچ می توانید حدس بزنید که این انقلاب احساسی چه تغییر و تحول خارق العاده ای را درزندگی شخصی و زناشویی و اجتماعیی و شغلی و روحانی شما ایجاد می کند!!

+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 12:46  توسط جوياي معنا  |