تبليغاتX
درجستجوي معنا
 

امام حسین (ع) :

همنشینی با فاسقان انسان را در معرض اتهام قرار می دهد.

مجالسة أهل الفسق ریبة.

بحار الانوار، ج 78، ص 122

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 13:44  توسط جوياي معنا  | 

نهضت حسین ع از نظر مهاتما گاندی

 

من زندگی امام حسین علیه السلام آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین علیه السلام پیروی کند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:54  توسط جوياي معنا 
 
 

حضرت مهدي

مشعل فروزان هدايت

امير مومنان علي عليه السلام مي‌فرمايند:

‏. . . يا قومِ هذَا إِبانُ وُرودِ كُلِّ مَوعُود، و دُنُوٍّ مِن طَلعةِ مَا لاَ تَعرفُون. أَلا و إِنَّ مَن أَدركَها مِنَّا ‏يَسرِى فِيهَا بِسِراجٍ مُنِير، و يَحذُو فِيهَا عَلَى مِثالِ الصَّالِحِين، لِيَحُلَّ فِيهَا رِبقاً، و يُعتِقَ فِيهَا ‏رِقَّاً، و يَصدَعَ شَعْباً، و يَشعَبَ صَدعاً، فِى‏سِترِة عَنِ النَّاس، لاَ يُبصِرُ القَائِفُ أَثَرَهُ، وَ لَو تَابَعَ ‏نَظَرَهُ . . .(1)‏

 

اى مردم، اكنون هنگام فرا رسيدن فتنه‏هايى است كه به شما وعده داده شده، و نزديك ‏است برخورد با رويدادهايى كه حقيقت آن بر شما ناشناخته و مبهم خواهد بود.‏‎ ‎

بدانيد،آن كس (مهدى موعود منتظر) كه از طريق ما به راز اين فتنه‏ها پى برد و ‏آن روزگار را دريابد، با مشعل فروزان هدايت ره بسپرد و به سيره پاكان و نيكان (پيامبر و ‏امامان معصوم عليهم السلام) رفتار نمايد، تا در آن معركه گره‏ها را بگشايد و بردگانِ در بند ‏ظلم و خودخواهى و ملّت‏هاى اسير استعمار را از بردگى و اسارت برهاند. توده‏هاى ‏گمراهى و ستمگرى را متلاشى و پراكنده سازد و حق‏طلبان را گردهم آورد و تشكيلات ‏كفر و ستم را بر هم زند و جدايى و تفرقه  اسلام و مسلمانان را به يكپارچگى تبديل ‏نموده، سامان بخشد.‏‎ ‎

اين رهبر ‏‎]‎مدتها بلكه قرنها‎[‎‏ در پنهانى از مردم به سر برد و  هر چند ديگران كوشش كنند ‏تا اثرش را بيابند، نشانى از او  نيابند.‏‎ ‎

در اين هنگام گروهى از مؤمنان براي درهم كوبيدن فتنه‏ها آماده شوند، همچون آماده ‏شدن شمشير كه در دست آهنگر صيقل داده شده است.‏‎ ‎

همينان چشمانشان به نور قرآن روشن گردد، موج با شكوه تفسير قرآن در گوش دلشان ‏طنين انداز شود و شامگاهان و صبحگاهان جانشان از چشمه حكمت و معارف الهى ‏سيراب  گردد.‏‎

 

 ‎

درک حضور

 

امام زمان

 

روی تو را ز چشمه نور آفریده‌اند

لعل تو از شراب طهور آفریده‌اند

خورشید هم به روشنی طلعت تو نیست

آیینه تو را ز بلور آفریده‌اند

پنهان مکن جمال خود از عاشقان خویش

خورشید را برای ظهور آفریده‌اند

منعم مکن ز مهر خود ای مه! که ذره را ‏

مفتون مهر و عاشق نور آفریده‌اند

خیل ملک ز خاک در آستان تو

مشتی گرفته، پیکر حور آفریده‌اند

عیسی وظیفه خوار لب روحبخش توست

کز یک دم تو، نغمه صور آفریده‌اند

از پرتو جمال تو در کوه و بر و بحر‏

سینای عشق و نخله طور آفریده‌اند

آلوده‌ایم و بیم به دل ره نمی‌دهیم

از بس تو را رحیم و غفور آفریده‌اند

سرمایه سرور دل ما ز درد توست

درد تو را برای سرور آفریده‌اند

عمری اسیر هجر تو بود و فغان نکرد

بنگر دل مرا چه صبور آفریده‌اند

از نام دلربای تو همت گرفته‌اند

تا برج آخرین مشهور آفریده‌اند

عشاق را به کوی وصال تو ره نبود

این راه دور را به مرور آفریده‌اند

‏(پروانه) را در آتش هجران خود مسوز

کو را برای درک حضور آفریده‌اند

علی مجاهدی (پروانه)‏

 

برگرفته از سایت تبیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 17:48  توسط جوياي معنا  | 
 
 

قسم

 

موعود

به فریاد قسم و به سوگنامه دل

زخمی‌ام و خسته

نه دل ماند و نه دلدار

چشمم چنان مست باریدن است که گیوه‌هایم در گل مانده

زبانم به شن نشسته

و دستانم در باتلاق زندگی فرو رفته و معذور از نوشتن‏

بگویید کجایند آدمیان و پیغمبران و امامان

آنان پاک بودند و استوار

آنان به درد دنیا خم نمی‌شدند

در چشمشان دنیا حقیر بود و پست

آری همین پست دنیا زهر بر آنان داد

سرشان بر نیزه هدیه داد و میخ در بر سینه‌شان کوبید

پستی دنیا تیغ بر فرق فرود آورد و گوشواره از گوش کشید

و این دنیای پست است که عشق را گریزان کرد و بشر را خودنما

حرمت را برچید و غیرت را خرد کرد

شرف را بر باد داد و حیا را تکه تکه کرد

این دنیای پست است که انسانیت را سر برید

موعود

برای چه ماندیم و برای چه نسل بعد از خود را می‌زاییم

که هر چه پیش می‌رویم بیشتر به گل می‌نشینیم

و سرمان را مغرورتر بر آسمان می‌کشیم

پس چه شد که اکنون همه به نمایش خود مشغولند

چه شد که همه خود را رنگین به دیگری می‌شناسانند

چه شد که دیگر از آن خود نیستیم

هیچ کس در طرح خود نیست

هیچ کس پایبند عهد ازلی‌اش نیست

هیچ کس خود را که نه، خدایش را نیز نمی‌شناسد

چه شد ما در پس پرده، پرده‌ای دیگر بر خود کشیدیم

چرا وجودمان را با رنگ ننگین می‌کنیم

چرا فراموش کرده‌ایم وجود کیستیم و چه در وجودمان جاری است‏

به خود آییم

آنگاه که زمان می‌آید و مکان نابود می‌شود

دیگر دستگیری نمی‌یابیم

موعود

کجایی ای دستگیر

تنها ماندیم، در نابودها بودنی نیافتیم

نیمی از آمدنت ترس دارند و نیمی تردید و اندکی با حضور قلب، آمدنت را طلب ‏می‌کنند

تنهاییم و قدممان یارای رفتن ندارد‏

هر آن وجود منجی‌ات را بیشتر خواهانیم

ما را به حال خود وامگذار

ما را دستگیری جز تو نیست

هان ای پرنده انسان باز ای به این پست خاک

و ما را رهنمون باش

 

تو آن عاشق ترین مردی كه در تاریخ می گویند

تو آن انسان نایابی كه با فانوس می جویند

تمام باغ ها در فصل لب های تو می خندند

تمام  ابرها در شط چشمان تو می مویند

قناری های عاشق از گلوگاه تو می خوانند

و قمری های سالك كو به كو راه تو می پویند

تو آن رود زلالی صاف و روشن از ازل جاری

كه پاكی های عالم دست و رو را در تو می شویند

به شوق سجده ات هفت آسمان خم می شود در خاك

به نام نامی ات خورشید ها از خاك می رویند

تو تمثال تمام غنچه های بی ریا هستی

كه تصویر تو را عشاق در آیینه می بویند

تمام موج ها در حلقه یاد تو می چرخند

تمام بادها نام تو را سرگرم هوهویند

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:25  توسط جوياي معنا  | 
اي مريم، خداوند تو را به کلمه اي از خويش که نامش مسيح، عيسي بن مريم است و در دنيا و آخرت وجاهت دارد و از مقربان است، بشارت مي دهد.

آل عمران آيه 45
 

بوي خوش بهشت از کنار آن آبگير، يعني غدير عرشيان و بهشتيان، جان ها را مي نوازد اين چه بوي خوشي است که حتي پس از عبور صدها سال هنوز فضاي جان مشتاقان را مي نوازد. غدير تکرار اولين است در کلام آخرين، همان کلام نوراني که در اولين پيام، علي را به برادري و وصايت خواند و در غدير، اعلام ولايت و امامت او را فرمود.

مهر بي مثال، از آفتاب نوراني تر و گرمابخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر مي دارد. ستارگان آسمان نيز وامدار نيم نگاه اويند و ما هم جرعه نوش جام ولاي آن بزرگ، آن عزيز، آن مهربان تر از پدر، آن جاري از باران و آن خوب تر از پاکي که:

شرف، بازوت گيرد تا بخيزد

محبت، آب بر دست تو ريزد

چه گويم مهرباني مادر توست

نگاه راستي در جست و جويت

و ما چه گوييم تو اي مهربان مولاي کريم، که پايمردانه بر زبر کائنات ايستاده اي و زمين و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آويخته از سرانگشت تو. ورود عظيم تاريخ جويباري که خيزاب امواجش از قوزک پايت در نمي گذرد. و ما با کدامين زبان و احساس تو را روايت کنيم تو اي که پيامبر در شأنت فرموده است:

"هر کس علي را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا مي فرمايد."

تو را با کدامين زبان بسرائيم که خداوند در قرآنش در آيات مختلف تو را مدح فرموده است و زيباتر آن که شاعر سرود:

في شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.

و اينک وارث غدير، صاحب دست بيعت علوي، مالک ملک حيدري، والي سرزمين صفدري، مهر سپهر سروري، حجة بن الحسن العسکري(ع) در کنار غدير روزگاران ايستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه مي زنيم و بر بيعت با او دل نازنين صديقه کبري، فاطمه زهرا عليها السلام را شادمان مي سازيم.

بیعت با امامی که چشمه هاي حکمت و دانش از ستيغ کوهساران شخصيت والايش ريزان و قادر است سعادت دو جهان را براي همگان به ارمغان آورد؛ او که به راه هاي آسمان از راه هاي زمين آشناتر بود، او که از شميم روح پرور وحي محمدي صلي الله عليه و آله بهره مند شده و از کودکي در آغوش پر مهر نبوت پرورش يافته بود؛ او که عادل ترين داوران و شجاع ترين دلاوران، اميرمؤمنان و پناهگاه ستم رسيدگان و دردمندان بود

خجسته عيد سعيد غدير خم، عيد امامت و ولايت، بر دل دادگان آستان هدايت و شيعيان رهرو سعادت مبارک و تهنيت باد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 12:51  توسط جوياي معنا  | 
 
 

تا كنون به افكاري كه در سرتان مي‌گذرد توجه كرده‌ايد؟ هيچوقت با خودتان فكر كرده‌ايد كه انديشه هايي كه در سر مي‌پرورانيد مي‌توانند چه نقش تعيين كننده‌اي در زندگي‌تان داشته‌ باشند؟ و آيا مي‌دانيد كه افكار و انديشه ها مي‌توانند تأثيراتي عميق و سرنوشت‌ساز بر همه جنبه‌هاي زندگي، مخصوصاً وضعيت سلامتي و بيماري ما بگذارند؟

شايد بپرسيد درمان بيماري‌ها چه ارتباطي با انديشه‌هاي ما دارند؟! 

   در واقع انديشه‌ها يكي از كليدهاي درمان هماهنگ محسوب مي شوند. به اين دليل كه منشأ بسياري از بيماري‌هاي ما افكار منفي و بيماري‌زايي هستند كه هر روزه در ذهن‌مان سير و سفر مي‌كنند و ما هم، هر از‌گاهي به آنها بال و پر مي‌دهيم. از آنجايي كه افكار ما از ذهنمان ناشي مي‌شوند به همان نحو، از انرژي و قدرت ذهن نيز برخوردارند و مي‌توانند موجب تخريب و سازندگي در وضعيت ما شوند. به بيان ديگر اين افكار به راحتي بيماري و رنج و يا سلامتي و سعادت را براي ما به ارمغان مي‌آورند؛ نكته قابل توجه اينجاست كه ما در اين مورد مختاريم و حق  انتخاب بين اين دو وضعيت را داريم، اينكه كدام گزينه را انتخاب كنيم با خود ماست. 

   بيائيد يك بازنگري درمورد افكارمان داشته باشيم و به سادگي خودمان را محك بزنيم، ببينيم جهت افكارمان به كدام سمت و سو مي‌رود؟ آيا افكاري منفي بر اساس منيت، خودبيني و خودخواهي در سرمان مي‌پرورا­نيم و يا انديشه‌هايي نوراني بر اساس خيرخواهي و خداخواهي داريم؟

   در واقع درمان بيماري ها از طريق انديشه ها همان حذف انديشه هاي ناپاك، منفي و بيماري‌زاست؛ قفل بيماري از طريق كليد انديشه‌ها زماني باز مي‌شود كه افكار منفي و بيماري‌زا به افكاري شفابخش و نوراني بدل گردند و اين زماني كامل مي‌شود و حتي مي‌تواند به شفاي الهي منجر ‌گردد كه همه انديشه هايمان نوراني و خداگونه شوند و بر مبناي خداگرايي و خداجويي باشند. كسي كه خداي زنده را پرستش مي كند و عاشق اوست انديشه هايش هم خود­ بخود در راستاي تحقق خواسته ها و قصدهاي اوست. چنين فردي تمام فكر و ذكرش براي خدمتگزاري به معشوق است، در چنين وضعيتي همه انديشه هاي او (به تدريج) متعالي خواهد بود و ديگر جايي براي انديشه هاي پليد و بيماري زا نخواهد ماند.

 ­انسان محصول و تجسم ­انديشه‌هاي خويش است و انديشه چيزي جز ارتعاش صوت نيست. اگراين انديشه تاريك،پليد و فاسد باشد،همان طور مي‌شويم و اگرنوراني، بزرگ و شادي بخش باشد نيز اين طور مي شويم.

 خداوند هر كسي را به واسطة نيات و انديشه هايش هدايت مي كند. اگر انديشه ها پاك و نوراني و متعالي باشد، خداوند تو را از طريق روح پاك خود به سوي سرچشمة نور و پاكي و مقام متعالي هدايت مي كند. واگر انديشه ات پليد، تاريك، فاسد و پست باشد، تو را به سوي پستي، پليدي، تاريكي و رنج و عذاب هدايت مي كند.

حال اگر همة انديشه ها، همة گفتارها و رفتارها، خدايي و الهي و نام هاي پروردگار، اجزاء زندگي و انديشة ما باشد، چه اتفاقي خواهد افتاد؟     (برگرفته از كتاب  تعاليم)

تاليف و تدوين : ت . ش

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 14:43  توسط جوياي معنا  |